پرسشنامه داروسازی و سلامت عمومی

لطفا برای بهتر شدن شرایط داروسازی کشور و بهبود سلامت عمومی ایران در نظر سنجی زیر شرکت کنید.



برای شرکت در نظر سنجی کلیک کنید.

۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

تجزیه و دفع هم

1 ) هم مولکول بزرگی است و در اولین مرحله تجزیه هم، کمپلکس آنزیمی "هِ ماکسیژناز" با بازکردن حلقه بزرگ مولکول، آهن را از مرکز آن خارج

میکند و مولکول بیلیوردین )مولکول سبز رنگ( تشکیل میشود.

2 ) بلیوردین احیا میشود و به بیلیروبین )مولکول زرد رنگ و نامحلول در آب( تبدیل میشود. این ترکیب در بافتهای مختلف بدن خصوصا

بافتهایی که وظیفه لیز کردن RBC ها را دارند، تشکیل میشود. مانند: سیستم رتیکولوم اندوتلیال و تیموس.

3 ) آلبومین که یک ناقل عمومی است، بیلیروبین را از بافتها به کبد منتقل میکند. در سطح سلولهای کبد، گیرندههایی برای کمپلکس آلبومین

- بیلیروبین وجود دارد و بیلیروبین وارد سلول کبدی میشود.

4 ) کونژوگاسیون: در کبد به هر مولکول بیلیروبین، دوتا گلوکورونیک اسید بهوسیلهی کمپلکس آنزیمی "بیلیروبینگلوکورونیلترنسفراز" متصلشده

و بیلیروبیندیگلوکوروناید تولید میشود )گلوکورونیک اسید، فرم اکسیده گلوکز است و به علت دارا بودن بار منفی، به ترکیبات دیگر متصل

میشود و ترکیبات نامحلول را به حالت محلول در میآورد که درنهایت منجر به سمزدایی بدن میشود(.

5 ) بیلیروبین دیگلوکوروناید که ترکیبی محلول است، از کبد خارج

میشود و در مسیر دفع قرار میگیرد. مسیر اصلی دفعی بیلیروبین از

طریق صفرا و نهایتا مدفوع است.

۶ ) بیلیروبین در روده توسط باکتریهای رودهای به یوروبیلینوژن )محلول

در آب( تبدیل میشود.

7 ) بخشیاز یوروبیلینوژن به استرکوبیلین تبدیل میشود و از طریق مدفوع

دفع میشود و بخشی از آن بازجذب شده و توسط کلیه دفع میشود.

نکته: بیلیروبین به سه شکل کوژوگه، غیرکونژوگه و یوروبیلینوژن میتوانند

در خون وجود داشته باشند و با اندازهگیری آنها میتوان به اختلالات مسیر

دفعی پیبرد.

یرقان / زردی: هرگونه افزایش بیلیروبین در خون که منجر به زرد

شدن پوست و سفیدی چشم میشود. یرقان میتواند بهعلت افزایش تولید بیلیروبین و یا کاهش دفع آن صورت گیرد که به سه دسته تقسیم

میشود:

1 ) Pre-Hepatic )پیشاز کبد(: به هر علتی افزایش تولید بیلیروبین وجود داشته باشد منجر به یرقان پیشاز کبد میشود. برای مثال نوزادی که

متولد میشود، به این دلیل که هموگلوبین دوران نوزادی از نوع F است باید به نوع A تبدیل شود، مقدار زیاد همولیز در بدن نوزاد اتفاق میافتد

تا هموگلوبین F را کاهش دهد. چون این نوع یرقان در همه نوزادان وجود دارد، به آن یرقان فیزیولوژیک گفته میشود. هرچه توان کبد در

پاکسازی و کونژگاسیون بیشتر باشد، زردی خفیفتر خواهد بود. در بیماران مبتلا به آنمی همولایتیک مانند افراد G6PD Deficient ، مدام

گلبولهای قرمز لیز میشوند و فرد مبتلا به یرقان پیشکبدی خواهد بود )افزایش تولید / همولیز(.

2 ) Hepatic )کبدی(: اگر کبد توانایی کونژوگاسیون را نداشته باشد نمیتواند بیلیروبین را به مسیر دفعی هدایت کند و زردی رخ میدهد. در افراد

مبتلا به سیروز کبدی و هپاتیت مشاهده میشود )کاهش دفع(.

3 ) Post-Hepatic )پس از کبد(: اگر انتقال بیلیروبین از کبد به روده صورت نگیرد منجر به این نوع زردی میشود. انسدادی مجاری کیسه صفرا

منجر به زردی پس از کبدی میشود )وجود سنگ کیسه صفرا( )کاهش دفع(.

نکته: در فرد مبتلا به زردی Pre-Hepatic و Hepatic ، سطح بیلیروبین غیرکونژوگه بالا میرود که در حالت Pre-Hepatic ، بیلیروبین

کونژوگه هم افزایش پیدا میکند )البته در نوزادان این طور نیست! چون کبد هنوز ظرفیت کمی دارد(. زیرا کبد با تمام ظرفیتش در حال فعالیت

است ولی در حالت Hepatic ، کبد عملکرد خوبی ندارد در نتیجه بیلیروبین کونژوگه کمتر افزایش مییابد. اگر مشکل کبدی پیشرفت کرده باشد،

8

ممکناست به جایی برسد که کونژوگاسیون اصلا انجام نشود و سطح

بیلیروبین کونژوگه کاهش، و غیرکونژوگه 100 % افزایش یابد. در فردی که

دچار انسداد صفراوی است، بیلیروبین کونژوگه بالا میرود )در این افراد

بیلیروبین غیرکونژوگه هم به مقدار خیلی کم افزایش مییابد(.

نکته: فوتوتراپی )استفاده از نور مخصوص یا نورمهتابی( در نوزادان، باعث

شکستهشدن بیلیروبین میشود. ولی اگر بیلیروبین در این نوزادان بیشتر

از 15mg/dl باشد، چون نامحلول در آب است بهراحتی از سد خونی -

مغزی عبور میکند و اگر کنترل نشود میتواند منجر به آسیب مغزی شود.

در نتیجه در این نوزادان تعویض خون در الویت قرار میگیرد.


چند نقص متابولیسمی بیلیروبین:

1 ) Crigler-Najjar syndrome : نقص در آنزیم بیلیروبین گلوکورونیلترنسفراز وجود دارد و کونژوگاسیون بیلیروبین مختل میشود.

 نوع I : آنزیم کلا تولید نمیشود  افزایش بیلیروبین غیرکونژوگه

2 ) Gilberts syndrome : همان Crigler-Najjar II است که در این حالت نقص درآنزیم وجود دارد و فعالیت آن کم است  افزایش

بیلیروبین غیرکونژوگه )کمتر از نوع یک(.

3 ) Dubin-Johnson syndrome : ظرفیت دفع بیلیروبین در آنها کم میشود و مشکل در انتقال بیلیروبین به صفرا وجود دارد. بیلیروبین

کونژوگه افزایش مییابد و دچار زردی متوسط میشوند. این افراد در گرسنگی طولانی مدت دچار زردی میشوند.

۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

De novo synthesis پیریمیدینها:

سیتوزین، تیمین و یوراسیل جز این دستهاند. ترکیبات تک حلقه با ۶ کربن که شمارهگذاری از نیتروژن پایین شروع شده و ساعتگرد ادامه

پیدا میکند. مولکولها تامین کننده اتمهای پیریمیدینها شامل موارد زیر است: آسپارتات، گلوتامین و

کربندیاکسید.

1 ) Carbamoyl phosphate synthetase(CPS) به دو شکل وجود دارد:

 CPS-I که نوعی آنزیم میتوکندریایی است و در چرخه اوره و بیوسنتز آرژنین نقش دارد.

 CPS-II که آنزیمی سیتوزولی است و در سنتز

دینووپیریمیدینها نقش دارد. به کمک دو ATP ،

بیکربنات را به گروه آمین متصل میکند و در

سیتوپلاسم تولید کاربامویل فسفات میکند )آنزیم

متعهدکننده و تنظیمی برای تولید پیریمیدینها(.

2 ) آسپارتات بهوسیلهی "آسپارتاتترنس-

کاربامویلاز" یا ATCase با خارجکردن یک

فسفات، آسپارتات را به کاربامویلفسفات اضافه

میشود و حلقه اوراتات را تشکیل میدهد. اوراتات

( OMP ( اولین نوکلئوتید این مسیر است.

نکته: برای تولید اوراتات، کوآنزیم Q )یوبیکینون( نیاز

است.

3 ) اوراتاتفسفوریبوزیلترنسفراز، اوراتات را به یوریدین

مونوفسفات ) UMP ( تبدیل میکند. UMP میتواند به TMP )تیمینمونوفسفات( یا CMP )سیتوزینمونوفسفات( تبدیل شود.

تنظیم سنتز دنووو پیریمیدینها:

1 ) مانند پورینها، محصولات انتهایی ) CTP/UTP ( میتوانند مراحل قبلی را مهار کنند ) Feed Back Inhibition .)

 CTP میتواند اضافه شدن آسپارتات به کربومیل فسفات را مهار کند.

 UMP اولین واکنش مسیر یعنی CPS-II را مهار میکند.

2 ) نوکلئوتیدهای پورینی و نوکلئوتیدهای پیریمیدینی میتوانند فسفوریبوزیلپیروفسفات را مهار کنند

که در اینجا منجر به کاهش UMP میشود و ادامه مسیر نیز مهار میشود.

3 ) پورینها و پیریمیدینها باید در تعادل باشند و اگر ATP افزایش پیدا کند )پورینها(، با اثر روی

CPS-II و افزایش تولید اوراتات منجر به فعالتر شدن مسیر سنتز پیریمیدینها میشود.

نکته 1 : تفاوت یوراسیل و تیمین در گروه متیلی است که تیمین دارد.

نکته 2 : تیمین در ساختار DNA وجود دارد در نتیجه تیمین از باید به صورت فرم دئوکسی تولید شود.

آنزیمی که منجر به تبدیل دئوکسی UMP به تیمین میشود، آنزیم "تیمیدیلات سنتاز" نام دارد و یک

متیل به آن اضافه میکند.

کوآنزیم این آنزیم N5,N10 – متیلنتتراهیدروفولات است که بعد از انجام واکنش

به دیهیدروفولات تبدیل میشود که باید دوباره به فرم اولیه تبدیل شود ) 2 هیدروژن

و متیل را از دست دادهاست(.  دیهیدروفولات توسط آنزیم دیهیدروفولاتردوکتاز

به تترافولات تبدیل میشود.  کمپلکس آنزیمی سرینهیدروکسیمتیلترنسفراز،

سرین را به گلایسین تبدیل میکند و N5,N10 – متیلنتتراهیدروفولات تولید

میشود.

ترکیبات دارویی مثل متاتروکسات، آمینوپترین و تریمتوپریم )که اغلب

آنتیبیوتیک هستند( با مهار کمپلکس آنزیمی تیمیدیلاتسنتاز جلوی تولید dTMP

را میگیرند. البته این آنزیم در انسان و باکتری تفاوت دارند و مصرف این داروها بر

روی سلولهای بدن چنین اثری ندارد.


ترکیبات دارویی مثل آزاسرین، آسیوین و فلورواوراسیل نیز مشتقاتی از واسطههای متابولیسیمی پورین و پیریمیدینها هستند که ساختاری مشابه

این واسطهها دارند و باعث مهار مسیر متابولیسم نوکلئوتیدها میشوند. مثلا آزاسرین از تغییر گلوتامین به وجود آمده است و در شیمیدرمانی استفاده

میشود.

نکته: FdUMP شکل تغییریافتهی dUMP است که یک اتم فلوئور دارد و مهارکننده کمپلکس آنزیمی تیمیدیلاتسنتاز است که در شیمیدرمانی

سرطان استفاده میشود. این دارو به این دلیل که برتمامی سلولهای بدن اثر میگذارد، عوارض جانبی زیادی دارد.

تجزیه و دفع پیریمیدینها )کاتابولیسم(

بازهای پیریمیدن به آمونیاک، 2CO و بتاآلانین تجزیه میشوند. 2CO و آمونیاک اوره را تشکیل میدهند )اسیدهای آمینه بدن ما، آلفا هستند و

فقط یکی دو جا در بدن، بتاآمینواسید وجود دارد(.

متابولیسم هِم

پروتئینها به دو دستهی پروتئینهای ساده )تنها از توالی آمینواسیدها تشکیل شدهاند( و پروتئینهای مرکب )به جز توالی آمینواسید، گروه همراه

دیگری هم دارند( تقسیم میشوند. تعداد زیادی پروتئین در بدن وجود دارند که به آنها هموپروتئین گفته میشود و در ساختارشان هِ م دارند مانند

هموگلوبین )هم + گلوبین با زنجیرههای آلفا و بتا(. سنتز گلوبین با بیان ژن صورت میگیرد و تجزیه آن نیز مانند سایر پروتئینها به وسیله پپتیدازها

صورت میگیرد. اما متابولیسم هِم فرآیند متفاوتی دارد. هِم از ترکیب اتم آهن و پیرولها )حلقههای کربنی( تشکیل شده است و طی تجزیه و دفع به

بیلیروبین تبدیل میشود.

سنتز هم

سوکسینیلکوآ )یکیاز واسطههای چرخه کربس( در میتوکندری سلولهای

هماتوپویتیک مانند سلولهای مغز استخوان، توسط آنزیم "آلا سنتاز" با گلایسین ترکیب

میشود  تولید دلتا - آمینولولینات میکند  از میتوکندری خارج میشود و به

سیتوزول میرود  دوتا لولینات توسط آنزیم "آلادهیدراتاز" به هم متصل شده و حلقهی

پیرولی )حلقه 5 ضلعی با یک اتم نیتروژن( تشکیل میدهند  پورفولوبیلینوژن 

چهارتا پیرول کنار هم قرار میگیرند و به هیدروکسیمتیلبیلان تبدیل میشوند 

اوروفیرینوژن III تبدیل میشود  کوپروفیرینوژن III  به میتوکندری برمیگردد 

پروتوپورفیروژن IX تبدیل میشود  پروتوپورفیرین IX  در مرحلهی آخر در

میتوکندری آهن توسط آنزیم "فروشلاتاز" در مرکز حلقه قرار میگیرد.  هِم تشکیل

میشود و از میتوکندری خارج میشود  تشکیل هموگلوبین )اسامی واسطه در مسیر

اهمیت زیادی ندارند(.

نکته: آنزیمهای فروشلاتاز و آلاسنتاز آنزیمهای میتوکندریایی هستند و آلادهیدراتاز

سیتوزولی است.

تنظیم مسیر سنتز هم: اگر هم بیش از اندازه باشد، به عنوان مهارکننده آنزیم آلاسنتاز عمل میکند.

اگر در این مسیر نقصی وجود داشته باشد واسطههای سنتز هِم در آن مرحله افزایش مییابند. )چون مصرف نمیشوند( این واسطهها همگی نوعی

پورفیرین هستند و به بیماری حاصلاز افزایش آنها، پورفیریا گفته میشود که در اثر نقش ژنتیکی حاص میشود. پورفیریا وابسته به این که در کدام

مرحله سنتز رخ داده باشد، علائم بالینی مشابه اما با شدت متفاوت دارند:

1 ) چون پورفیرین ترکیبی نارنجی رنگ است، سرم و ادرار این افراد کمی نارنجی است.

2 ) ظاهر این افراد شبیه به خونآشامها است و به همین دلیل به این بیماری، بیماری خونآشامها نیز میگویند.

3 ) به نور حساس هستند و نور آفتاب باعث آسیبهای پوستی میشود.

4 ) استخوانهای پهن گونه و پیشانی این افراد دفرمه میشوند زیرا مغز استخوان تلاش میکند هموگلوبین بیشتری تولید کند )ظاهری شبیه به افراد مبتلا به تالاسمی)



۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

تنظیم سنتز دنووو پورینها:

دو نوع تظیم وجود دارد.

1 ) تنظیم تبدیل IMP به GTP یا ATP : برای این

که IMP به GMP تبدیل شود، این مسیر به ATP

وابسته است؛ و برعکس؛ تبدیل شدن IMP به ATP

وابسته به GTP است. به این ترتیب تبدیل IMP به

این دو توسط یکدیگر محدود میشود. به این صورت که

اگر GTP کاهش پیدا کند، مسیر تبدیل به ATP

مختل میشود تا زمانی که غلظت GTP به حد مورد

نیاز برسد؛ و برعکس.

2 ) تنظیم کلی مسیر:

افزایش غلظت هرکدام از محصولات انتهایی ) AMP/ADP/ATP/GMP/GDP/GTP ( با اثر مهاری بر روی آنزیمهای آمیدوترنسفراز و

ریبوز- 5 -فسفاتپیروفسفوکیناز، سنتز را کنترل میکند )مکانیسم مهار پسنورد / Feed Back Inhibition .)

از طرفی فسفوریبوزیلپیروفسفات، فعالکنندهی آنزیم آمیدوترنسفراز است و هنگامی که فسفوریبوزیلپیروفسفات زیاد باشد، با مکانیسم Feed Forward Acvtivation باعث فعال شدن آمیدوترنسفراز و پیشرفت واکنش میشود.



پورینها:

در این مسیر باز آلی از قبل وجود دارد و فسفوریبوزیل به آن اضافه میشود و به نوکلئوتید تبدیل میشود.

1 ) در تبدیل آدنین به نوکلئوتید، آنزیم "آدنینفسفوریبوزیلترنسفراز"، مولکول فسفوریبوزیل را به آدنین اضافه میکند و AMP تولید میشود.

2 ) هیپوگزانتین و گوانین با کمپلکس آنزیمی مشترک به نام "هیپوگزانتین-گوانینفسفوریبوزیلترنسفراز" یا HGPRT به IMP و GMP

تبدیل میشوند.  تبدیل IMP به GMP یا AMP . )این واکنش چون تبدیل 2 باز آلی را به عهده دارد، مهمتر است(.

نکته: نقص در آنزیم HGPRT باعث بیماری لش - نیهان ) Lesch-Nyhan Syndrome ( میشود که نوعی بیماری ژنتیکی با شیوع کم

است. این بیماران تمایل به خودخوری دارند و اسید اوریک خونشان بالا است.

تجزیه و دفع پورینها )کاتابولیسم(:

1 ) AMP به وسیله 5’ -نوکلئوتیداز به آدنوزین تبدیل میشود.  آدنوزین

بهوسیله دآمیناز گروه آمین خود را از دست میدهد و هیپوگزانتین تشکیل

میشود. بهوسیله آنزیم گزانتیناکسیداز به گزانتین / زانتین تبدیل میشود.



2 ) GMP بهوسیله 5’ -نوکلئوتیداز

به گوانوزین تبدیل میشود.  گوانوزین به وسیله نوکلئوزیداز

به گوانین تبدیل میشود و

گوانین بهوسیله دآمیناز گزانتین

میدهد.

گزانتین حاصله از هر دو واکنش

بهوسیله گزانتیناکسیداز به

اسیداوریک تبدیل میشود، که

در انسان، ترکیب دفعی نهایی

حاصل از کاتابولیسم پورینها

است. در پرندگان و ماهیها

اسیداوریک بازهم تجزیه

میشود و به وسیله آنزیم اورات-

اکسیداز به آلانتوئین تبدیل میشود و نهایتا به شکل آمونیاک یا آلانتوئین دفع میشود.

بیماری نقرس ) gout (: اسیداوریک بالای خون در بافتهای نرم مثل مفاصل و غضروف رسوب

میکند و منجر به التهاب و دفرمهشدن مفاصل میشود. اسیداوریک میتواند به شکل کریستال

سوزنی شکل در بیاید و این کریستالها میتواند در کلیهها و مجاری ادراری رسوب کند و منجر

به سنگ کلیه شوند.

مولکولی به نام "آلوپورینول" آلانوگ هیپوگزانتین است و ساختاری مشابه آن دارد )تفاوت در جایگاه یک نیتروژن(. آلوپورینول به عنوان

مهارکننده کمپلکس آنزیمی گزانتیناکسیداز جلوی تبدیل گزانتین به اسیداوریک )یا هیپوگزانتین به گزانتین( را میگیرد و اسیداوریک خون

کاهش مییابد. پرهیز از گوشت قرمز در کنترل بیماری موثر است.

بعضیاز بیماریها، بیماریهای زمینهای نقرس محسوب میشوند؛ مثلا فردی که در اثر دیابت مشکلات کلیوی دارد، دفع اسیداوریک در بدنش

دچار مشکل میشود و نقرس تشدید میشود.

نکته: آنزیم گزانتیناکسیداز یک متالوآنزیم است و در ساختارش عنصر مولیبدن وجود دارد؛ یعنی کوفاکتور فلزی دارد.

خودکشی آنزیم: نوعی مکانیسم مهارکنندگی در آنزیمها است. با اتصال یک آنزیم به یک ترکیب شیمایی، مسیر متابولیک طوری تغییر میکند،

که سبب مهار آنزیم شود. با اتصال گزانتیناکسیداز به آلوپورینول، اکسیپورینول تولید میشود که منجر به مهار گزانتیناکسیداز میشود.

۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

متابولیسم نوکلئیک اسیدها

در متابولیسم نوکلئیکاسیدها، متابولیسم بازهای آلی را بررسی خواهیم کرد، که

بخشیاز ساختمان نوکلئیکاسیدها هستند. منشاء بازهای آلی:

1 ) نوکلئوپروتئینها منبع اصلی بازهای آلی هستند، که از طریق مواد غذایی وارد

دستگاه گوارش میشوند.  توسط آنزیمهای گوارشی معده به پروتئین و

نوکلئیکاسید تبدیل میشوند.  نوکلیئکاسید در روده باریک توسط آنزیمهای

اندونوکلئاز ) RNase/DNase ( به نوکلئوتید تبدیل میشود.  یک فسفات از

نوکلئوتیدها به وسیله نوکلئتیداز جدا شده و به نوکلئوزیدها تبدیل میشوند. 

نوکلئوزیدها به وسیله نوکلئوزیداز به قند و باز آلی تبدیل میشوند.

نکته: نوکلئوپروتئین تحت تاثیر آنزیمهای دستگاه گوارش به باز آلی تبدیل میشود و در نهایت باز آلی وارد سلول لومن و گردش خون میشود.

2 ) بخشیاز بازهای آلی پلاسما از تجزیهی سلولهای هستهدار بدن منشاء میگیرد )مرگ طبیعی سلول یا در اثر دارو و آسیب( برای مثال در

شیمیدرمانی، تخریب سلولهای سرطانی صورت میگیرد و بازهای آلی آزاد میشوند.


بازهای آلی به دو دستهی پورینها و پریمیدینها تقسیم میشوند، که اعمال مختلفی را برعهده دارند، مانند:

1 ) پیشساز نوکلئیکاسیدها هستند.

2 ) در فرایند تولید و مصرف انرژی دخیل هستند ) ATP .)

3 ) در ساختار کوفاکتورها و کوآنزیمها حضور دارند؛ مثل FAD ، +NAD و کوآنزیم A

4 ) ترکیبات حدواسط فعال شده را به وجود میآورند؛ مثل UDP-glucose )در متابولیسم گلیکوژن( و CDP-diacylglycerol )در سنتز

گلیسرول(.

5 ) به عنوان پیامبر ثانویه در بدن فعالیت میکنند، مثل cAMP و cGMP .

سنتز نوکلئوتید:

دو راه برای سنتز نوکلئوتید وجود دارد:

1 ) De novo synthesis )از ابتدا اتمها کنار یکدیگر قرار میگیرند تا بازهای آلی و نوکلئتید ساخته شود(. بهطورعمده در سیتوزول کبد رخ

میدهد؛ ولی در تیموس و روده باریک نیز انجام میشود. در سنتز یک نوکلئوزید، یک قند و یک باز آلی احتیاج است که این باز آلی خود از

اتمهایی با منشا متفاوت تشکیل شده است.

)به آن مسیر صرفهجویی نیز گفته میشود و به باز آلی یا نوکلئوزیدهای آزاد به دست آمده از تخریب سلولی،

ریبوز اضافه میکند و نوکلئوتید ساخته میشود(.

De novo synthesis پورینها:

1 ) در این راه ابتدا یک مولکول قند ریبوز- 5 -

فسفات ) R-5-p ( برداشته میشود و سپس اتمها

یکی یکی اضافه میشوند.

2 ) برای این که قند وارد این مسیر شود نیاز است، به

فرم فعال خود یعنی 5 -فسفوریبوزیل پیرو

فسفات ) PRPP ( در بیاید.

3 ) ابتدا IMP )اینوزین- 5 -مونوفسفات( تولید میشود و از آن، AMP و GMP ساخته میشود.


آدنین و گوانین جزء این دسته هستند. ساختاری دو حلقهای، دارای 9 اتم که شمارهگذاری از نیتروژن حلقه بزرگتر آغاز شده و به صورت

پادساعتگرد حرکت میکنیم و در حلقه دوم به صورت ساعتگرد ادامه میدهیم. هرکدام از اتمهای این باز از یک ساختار قبلی منشاء گرفتهاند، که

در شکل روبهرو مشخص است. این مولکولها شامل موارد زیر هستند: آسپارتات، کربندیاکسید، گلایسین، 10 -فرمیل تترا هیدروفولات و

گلوتامین.

نکته: نیتروژن شماره 9 با پیوند N -گلیکوزیدی به ریبوز متصل میشود و نوکلئوزید حاصل میشود.

پس بهطورکلی:

1 ) گلوکز با مسیر پنتوزفسفات، ریبوز- 5 -فسفات تولید میکند، که با فعال شدنش به عنوان پذیرنده سایر اتمها عمل میکند. آنزیمی که منجر به

فعال شدن ریبوز- 5 -فسفات میشود، آنزیم "ریبوز فسفات پیروفسفوکیناز" است که با مصرف ATP و تولید ADP ، یک گروه پیروفسفات

به قند اضافه میکند.  فسفوریبوزیل پیروفسفات) PRPP )

نکته: گروه فسفاتِ ریبوز- 5 -فسفات روی کربن شماره 5 قرار دارد و پیروفسفات به کربن شماره 1 اضافه میشود.

2 ) یک مولکول گلوتامین وارد واکنش میشود و به

صورت گلوتامات خارج میشود. گروه آمین

توسط آنزیم "آمیدوفسفوریبوزیل-

ترنسفراز" منتقل میشود و جایگزین گروه

پیروفسفات میشود و تولید فسفوریبوزیل-

آمین میکند.

3 ) طی چند مرحله واکنش بعدی، سایر اتمها اضافه

میشوند )همانطور که در بالا منشا آنها ذکر

شد( و IMP به عنوان اولین نوکئوتید سنتز

میشود. IMP میتواند AMP و GMP تبدیل

شود.

نکته: تفاوت اینوزین با آدنوزین در استخلاف

2NH روی کربن ۶ در آدنوزین است، که در

اینوزین گروه کربونیل جایگزین آن شده است.

نکته: تفاوت اینوزین با گوانوزین در استخلاف 2NH روی کربن شماره 2 گوانوزین است.

در بدن برای تولید DNA از اول از دئوکسیریبوز استفاده نمیکنیم و بعد از ساختهشدن AMP و GMP این تبدیل انجام میشود. AMP و

GMP با گرفتن یک فسفات به ADP و GDP تبدیل میشوند )همینطور

برای CMP (، که به آنها NDP )نوکلئوتیددیفسفات( گفته میشود. از

طرفی قند مورد استفاده در ساخت RNA و DNA ، قند ریبوز است. 

برای ساخت DNA ، قند موجود در NDP به وسیلهی کملپکس آنزیم

"ریبونوکلئوتید ردوکتاز" )احیاکننده( به دئوکسینوکلئوتیددیفسفات

( dNDP ( تبدیل میشود. سپس با عمل کینازها، یک فسفات اضافه شده و

به فرم تری فسفات تبدیل میشوند.

در کمپلکس آنزیمی گفتهشده در بالا، کوآنزیم آنزیم ریبونوکلئوتیدردوکتاز، "تیوردوکسین" نام دارد، که در ساختارش دو گروه SH برای انجام

واکنش احیا، وجود دارد و پس از انجام واکنش به فرم اکسیدشده تبدیل میشود. برای این که چرخهی تبدیل NDP ها به فرم دئوکسی متوقف

3

نشود، فرم اکسید شدهی تیوردوکسین باید مجددا احیا شود، که این واکنش با مصرف NADPH+H به وسیلهی آنزیم "تیوردوکسینردوکتاز"

صورت میگیرد. پس NADPH کوآنزیم آنزیم تیوردوکسین ردوکتاز است )شکل صفحهی قبل به دقت دیده شود(.

نکته: دستهایاز مواد مورد استفاده در PCR ، dNTP )دئوکسی نوکلئوتید تری فسفات(ها هستند.

۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

سایتومتری


سایتومتری: ۱۰۰ پارامتر را میتواند بررسی کند. آنتیبادی به فلزات با وزن مولکولی مختلف متصل می شود. برای مثال میزان آهن موجود

در نمونه اندازه گیری میشود )که آهن به CD4 متصل شده است.( با استفاده از میزان اندازهگیری شده آهن، مقدار CD4 مشخص میشود.


)جهت جداکردن سلول های CD4 ؛ آنتی بادی ضد CD4 را به آهن متصل میکنیم که آن هم به CD4 متصل است، و آهنربا را کنار لوله قرار

میدهیم بنابراین سلولهای CD4 به دیواره لوله چسبیده و بقیه سلولها خارج می شود و در مرحله آخر سلولهای CD4 استخراج میشوند.(

2 ( تشخیص بیماریها: تشخیص بیماری و نوع سلولهای هر بیماری از طریق تفاوت در مقدار سلولهای مختلف بیماری را تشخیص می دهد. برای

تشخیص سرطان، نتیجه پیوند عضو و... به کار میرود.

)تشخیص این موضوع که احتمال پس زدن پیوند چقدر است و ارزیابی میزان داروی مورد نیاز برای جلوگیری از ردّ پیوند(

در کیتهای تشخیصی متنوعی از تشکیل رسوب ) Immuno-precipitation ( استفاده میشود. تشخیص بیماریها در سطح بافت انجام میشود.

درمورد انسان تمامی این فعالیت ها باید در محیط استریل انجام شود که توسط دستگاه کلینیمکس قابل انجام است.

 سایتوکاینها و فاکتورهای رشد: پروتئین های ریز و سیگنالهایی هستند که از سلولهای مختلف بیان و آزاد می شوند. کارایی زیادی

دارند. )تاثیر در تکثیر و تمایز و بلوغ سلولها ، کموتاکسی، تغییر در پروتئینهای غشایی و ...(

کموتاکسیس ) Chemotaxis ( : سلول بر اساس رسپتور و سیگنال مسیر خود را پیدا میکند.


در محیط حقیقی )بدن جانداران( حرکت سایتوکاینی به دو علت پیچیدهتر از محیط

آزمایشگاهی میباشد:

۱ ( بهجای یک نوع، چندین نوع سایتوکاین وجود دارد.

۲ (سلولها با برهمکنشهای خود )صحبت کردن( اطلاعات دقیقی از محل سایتوکاین به سلولهای

دیگر میدهند.

سلولهای دندریتیک به انواع سلولهای دیگر از جمله لنفوسیتهای T ، سیگنال میدهند و آنها را از محل سایتوکاین باخبر میسازند.

 سلولدرمانی: روشی بهتر و بنیادیتر نسبت به تزریق مونوکلونال آنتیبادی است. درمان، شخصمحور می شود و اثربخشی بهتری دارد.

البته اهمیت مبحث سلولدرمانی در بیماریهای مزمن با دورهی درمانی بلندمدت نسبت به بیماری حاد بیشتر و بارزتر است.

مشکلات و چالشهای سلولدرمانی: ۱ (هزینهی بسیار زیاد ۲ ( نگهداری سلولها در شرایط دشوار تا زمانیکه از آنها استفاده شود ۳ ( ممکن است

سلولهای خودی را نیز در شرایطی نابود کند.

در فعالیتهای غیرعادی سیستم ایمنی بدن دو حالت وجود دارد:


1) سیستم ایمنی بیش از حد فعال باشد: درمان با تزریق regT و regB برای مهار سیستم ایمنی

2 - سیستم ایمنی تضعیف شده باشد: مانند سرطان که سیستم ایمنی بعضاً تومورهای سرطانی را شناسایی نمیکند. )انواع خاصی ملکول سطحی

روی این سلول ها بیان شده است که از شناسایی این سلولهای توموری توسط سیستم ایمنی ممانعت به عمل میآورند.(

درمان: دندریتیکسلهای فعال و تهاجمی را با سلولهای سرطانی )بههمراه آنتیژنهای آنها( کشت داده و به DC ها یاد داده میشود که

پروتئینهای بیان شدهی روی سطح این سلولها بیگانهاند، سپس با تزریق آنها به بدن و فعال کردن cellT و cellB ها درمان آغاز میشود. )از این

فعالیت تحت عنوان DC vaccination یاد میشود.(

 یکی از چالشهای سلول درمانی: سلولی که به بدن تزریق میشود، معلوم نیست که همان ویژگیها را حفظ کند و مطابق انتظارت عمل کند؛

در شرایطی regT مهاری میتواند به h17T که پاسخ التهابی را سبب میشود، تبدیل شود. در واقع به جای عملکرد مهاری و تنظیمی، عملکرد التهابی از

خود نشان میدهد.

۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

مونوکلونال آنتی بادی


مونوکلونال آنتیبادی: نوعی آنتی بادی میباشد که فقط به یک اپیتوپ خاص از یک آنتیژن متصل میشود.

اهمیت مونوکلونال آنتیبادیها: ۱ - Cross reaction )واکنش متقاطع( نمی دهند. ۲ - فقط به بخشی از مولکول که سمّی میباشد متصل میشود

و سمیت آن را خنثی میکند.


سوال: چگونه میتوان یک مونوکلونال آنتیبادی ساخت؟

۱ - آنتیژن را به موش تزریق میکنیم. ۲ - B-Cell های موش را که مسئول تولید آنتیبادی هستند را جدا میکنیم )از طحال میتوان جداکرد.(

۳ - B-Cell ها را سرطانی میکنیم )به این دلیل که نامیرا شوند و به تعداد زیاد تکثیر شوند( ← برای سرطانی کردن B-Cell ها آنها را با یک

سلول سرطانی )استفاده از میِلوما( هیبرید می زنیم و به صورت تک سلولی، درون یک پلیت کشت میدهیم و شروع به تولید آنتیبادی میکنیم.

۴ - آنتیبادی هر چاهک را با آنتیزن واکنش میدهیم و هر آنتیبادی که بهتر عمل کرد را انتخاب میکنیم. ۵ - تک سلولی نامیرا و سرطانی را به همراه

آنتیبادی تولید شده درون یک تانکر بزرگ قرار میدهیم و در محیط کشت با دمای ۳۷ درجه، سلول شروع به تکثیر میکند. آنتیبادی تولید شده را

جدا کرده و تخلیص میکنیم و مراحل کنترل را انجام میدهیم و در نهایت دارو تولید میشود.



نحوه ساخت Fab : whole Antibody را استخراج می کنیم و پس از تخلیص کردن آن به کشف ساختار آمینو اسیدی میپردازیم. بر اساس توالی

آمینو اسیدی آن رمز ژن را بدست آورده و وارد پلازمید و ویروس میکنیم. ویروس را به یک سلول سرطانی نامیرا منتقل می کنیم. اما اگر پروتئین

خیلی کوچک باشد میتوانیم به جای سلول از باکتری استفاده کنیم. )تکثیر در باکتری خیلی سریعتر است( ولی در باکتری تغییرات و اصلاحات

پساترجمهای وجود ندارد. )ساختار و در نتیجه عملکرد پروتئین، دلخواه نخواهد بود.(

کاربرد آنتیبادی:

۱ ( شناسایی فنوتیپ: تشخیص خصوصیات ظاهری سلول؛ مثلا T cell های تنظیمی CD4 و CD25 دارند.

این کار )شناسایی و استخراج( توسط دو دستگاه فلوسایتومتری و math سایتومتری انجام میشود.

فلوسایتومتری: سلول ها در یک جریانی حرکت میکنند و بر اساس طول موج دریافت شده از سلول، مولکولهای سطحی سلولها شناسایی میشوند.

)به هر ملکول سطحی یک رنگ ویژه اختصاص میدهیم( تا ۲۰ پارامتر را میتواند بررسی کرد. )برای مثال جهت جدا کردن سلولهای CD4 ؛

آنتیبادی ضد CD4 داریم که رنگ سبز به آن متصل است، به دستگاه برنامه می دهیم که هرگاه رنگ سبز دید، سلول را نگه دارد در غیر این صورت

مابقی را دور بریزد.(



۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

واکسن


انواع مختلف واکسن:

۱ ( زنده تخفیف حدت یافته )تکثیر میشود و در درازمدت اثر بهتری میگذارد.( ۲ ( میکروب کشته شده )نیازمند چند مرتبه تزریق، کم خطرتر(

۳ ( واکسن subunit : به جای تزریق یک ویروس کامل، از اجزایی که در سطح پاتوژن وجود دارد استفاده میشود. مثل واکسن هپاتیت

۴ ) DNA vaccine : هدف تولید این واکسن ایجاد یک اثر طولانیمدت است. )در این روش، DNA پاتوژن مورد نظر را از روی پروتئینهای سطحی

آن میسازیم و آن را تزریق میکنیم.(

واکسیناسیونهای موفق در دنیا : ۱ ( آبله ۲ ( فلج اطفال

شرایط یک واکسن موثر:

۱ ( نباید خود، عامل یک بیماری سخت و کشنده باشد ) cross reaction ندهد.( ۲ ( توانایی تحریک B cells و T cells را داشته باشد.

۳ ( تاثیر بلندمدت داشته باشد و خاطره تولید کند. بدون تولید خاطره عملا فاقد اثر است. ۴ ( ارزان و در دسترس باشد. ۵ (با یک بار تزریق پاسخدهد.

 آنتی بادی: از جنس پروتئین است و آنتیژن را شناسایی میکند و به آن متصل میشود.



باعث اپسونیزیشن میشود و فاگوسیتوز میکروب را افزایش میدهد، همچنین آنتیژن را خنثی میکند. ( Neutralization )

 ناحیه Hinge آنتیبادی باعث افزایش انعطافپذیری و در نتیجه افزایش کارایی آن مییابد.

آنتیبادیها پیوند دیسولفید دارند که از پیوندهای بسیار قوی محسوب میشود؛ درنتیجه با وجود انعطاف پذیری به شدت پایدار میباشد.

الزام پایدار بودن ساختار آنتیبادی، کاهش سستی پیوندها )جلوگیری از تغییر ساختار آنتیبادی( و عدم جدایی اجزای آن از یکدیگر و اتصال موفق به

آنتیژن است. همچنین ممکن است به جای اتصال به عامل بیگانه به سلولهای خودی متصل شود. علت دیگر این است که آنتیبادی بتواند فشار

موجود در رگ را تحمل کند و متلاشی نشود.


جهت تولید آنتیبادی تنها Fab را میسازند؛ به این علت که یکی از اهداف تولید آنتیبادی خنثیسازی است، که قسمت Fab این عمل را انجام

میدهد. با تولید Fab هزینهها کاهش یافته و بهصرفهتر میباشد و اینکه اندازهی Fab کوچکتر است و میتواند در همه جا پخش شود.


۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

ایمونولوژی

توضیحات ابتدایی و اطلاعات آماری و مقدمات مربوط به محصولات ایمونولوژی:

بازار تولید دارویی دنیا در سال 2015 : آمریکا ۵۸ ٪ ، ژاپن ۸ ٪ ، اروپا ۲۳ ٪، بقیه دنیا ۱۰ ٪

جهت قرار گرفتن ایران در بین کشورهای اصلی تولید کننده دارو، دانشجویان و اساتید ابتدا باید آن را ثبت اختراع کرده و در مرحله بعد به شکل مقاله

در مجلات چاپ کنند. )تولید علم داریم ولی ثبت اختراع نداریم.(

مراحل تولید دارو: ۱ ( کشف موضوع و ثبت آن در وهلهی اول ۲ ( آزمایش برروی موشها وحیوانات ۳ ( آزمایشات بالینی ) clinical trial ( که در

چهار مرحله انجام میشود:

Clinical trial 1 : تزریق دوز پایین دارو به افراد داوطلب سالم و تست کردن میزان سمی بودن دارو در خون آنها.

Clinical trial 2 : به تعداد محدودی از بیماران تزریق میکنیم و میزان تأثیرگذاری را میسنجیم.

Clinical trial 3 : اگر نتیجه در مرحلهی دوم مثبت بود، بررسی میکنیم که چه دوزی را در جمعیت بزرگتر باید تزریق نمود.

Clinical trial 4 : بررسی اثر دارو بر روی بیماریهای مختلف و وجود یا عدم وجود تداخل با داروهای دیگر.

علل عدم کشف و تولید دارو در ایران:

۱ ( عدم ارتباط صنعت و دانشگاه ۲ (نیاز به سرمایهی مالی هنگفت ۳ ( عدم ارتباط مراحل مختلف علومپایه، پیشبالینی و بالینی با یکدیگر

هیچ حرفه و علمی بدون محصول ارزش ندارد. Anything without product is useless

محصولات ایمونولوژیک: ۱ (واکسن ۲ ( آنتیبادی ۳ ( سلولها )لنفوسیتها( ۴ (سایر محصولات )سایتوکاین، فاکتور رشد و ...(

 واکسن: تحریک سیستم ایمنی بهوسیله یک آنتیژن بیگانه و آمادهسازی بدن برای مقابله ثانویه با همان آنتیژن )در واقع، منظور از آنتیژن

ایمونوژن است.)


۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

لایه پیگمانته

خارجی ترین لایه ی شبکیه که به choroid لایه عروقی چسبیده است.

 اعمال:

1 ) این لایه سرشار از رنگدانه های ملانین است. این رنگدانه اهمیت بسیار بالایی دارد زیرا اگر این لایه سیاه نبود، موج نوری نمی توانست به

راحتی از آن عبور کند و به فوتورسپتورها برسد و دائما منعکس می شد و قسمت های مختلف شبکیه را تحریک می کرد. افراد دارای بیماری

زالی )آلبینو( هستند، در این ناحیه از شبکیه ملانین ندارند و بنابراین مشکل بینایی داشته و ناگزیرند که دائما از عینک آفتابی استفاده کنند.

2 ) لایه ی پیگمانته با این که سلول عصبی نیست اما برای سلول های عصبی بسیار مهم است. این سلول ها دارای پایک هستند و قسمت خارجی

فوتورسپتورها را دریافت می کنند و آن ها را تغذیه می نمایند. هنگام Retinal detachment ، پایک ها از فوتورسپتورها فاصله گرفته و

دیگر نمی توانند آن ها را تغذیه کنند )اگر فاصله بیش از 50 میکرون باشد( و سلول ها دچار مشکل و در نهایت مرگ می شوند.

3)فاگوسیتوز: فوتورسپتورها دائما فوتوپیگمان ها را ساخته و جایگزین فوتوپیگمان های قبلی می کنند. این لایه در جمع آوری مواد دفعی مثل

فوتو پیگمان های قدیمی نقش مهمی دارد.

4 ) یکی از محل های ذخیره ی ویتامین A هستند. ویتامین A از پیش ساز های ساخت فوتوپیگمان ها می باشد.

ادامه مطلب...
۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin

نقش مردمک

مردمک هم در تغییر تطابق موثر است. یعنی با نزدیک شدن جسم به چشم، سوراخ خود را تنگ تر می کند.) تا امواج موازی تر عبور کنند( قطر

مردمک از mm 1 تا mm8 متغیر است. پس علاوه بر رفلکس نوری مردمک، رفلکس تطابقی مردمک هم هست. اما با اثر خیلی کمتر


مردمک می تواند میزان نور ورودی خود را تا 30 برابر تغییر دهد. در تاریکی

قطر مردمک تحت تاثیر عضلات عنبیه تغییر می کند و عضلات عنبیه هم تحت تاثیر فیبرهای پاراسمپاتیک عصب زوج 3 در مغز هستند.


رفلکس نوری مردمک

وقتی نور به چشم و سپس به شبکیه چشم تابیده می شود؛ سیگنال ها به CNS می روند. اما در بین راه، از هسته های Pretectum در ساقه مغز، عبور می کنند. و از هسته های Pretectum ، سیگنال ها به هسته های Edinger-Westphal )برای هر دو چشم( ارسال می شود که شروع

کننده پاراسمپاتیک هستند. و سپس انتقال سیگنال، با عصب های پاراسمپاتیکی به عضلات حلقوی عنبیه، و سپس تغییر قطر مردمک.در اثر نور زیاد

انقباض عضله حلقوی عنبیه سوراخ مردمک را تنگ میکند.اگر ارسال سیگنال به عضله حلقوی کم شود شل شده و سوراخ مردمک بازتر می-

شود. (تاریکی)


ادامه مطلب...
۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Admin